برچسب:
نویسنده: پرهام حسنی
دو شب پیش، «عاشق بارون» این عکس را برایم فرستاد. به تاریخ کامنت نگاه کردم؛ تاریخ روزهای پیشدانشگاهی و در تلاطم کنکور دستوپازدن! لبخند شدم بهیاد روزهایی که خوب یا بد، گذشت. و امروز, صبح وقتی در کلا
برچسب:
نویسنده: پرهام حسنی
نباید دلتنگت باشم اما هستم، نباید به چشمانت فکر کنم اما میکنم، نباید آهنگ صدایت را بهیاد بیاورم اما میآورم، نباید لبخندت گاه و بیگاه جلوی چشمانم جان بگیرد اما میگیرد. چرا اینگونه زندهای در من
برچسب:
نویسنده: پرهام حسنی
نشستهام روی تخت و خم شدهام روی لپتاپ تا کار ویرایشی را که باید چندروز دیگر تحویل بدهم، تمام کنم. صدای تق و تق فشردن دکمههای صفحهکلیدِ لپتاپ در صدای سوزناک سید علیاصغر کردستانی و آهنگ کردی و که
برچسب:
نویسنده: پرهام حسنی
برچسب:
نویسنده: پرهام حسنی
برچسب:
نویسنده: پرهام حسنی
برچسب:
نویسنده: پرهام حسنی
برچسب:
نویسنده: پرهام حسنی
نام خیام را اکثرمان شنیدهایم و میدانیم که دستی بر سرودن رباعی داشت. بسیاری از رباعیاتش هنوز هم زنده است و بر زبان اهل ادب، جاری. سادگی و شیرینی کلامش آدم را با اشعارش همراه میکند و گاه، بیخیالی و
برچسب:
نویسنده: پرهام حسنی
برچسب:
نویسنده: پرهام حسنی